نبض عدالت و آزادی

امام جواد (ع): در ظاهر دوست خدا باش و در باطن دشمن خدا مباش

دلم مثل کبوتره

بسمعه تعالی

سلام

می دونم قرار بود از سفرم به مشهد بگم

ولی آماده نشد....

پست بعدی حتما ...

یه شعر گفتم با اذن اربابانم که از قبل از به دنیا اومدنم تا الان مدیونشونم

کبوتر

من یه کبوتر میشناسم.... پر می زنه به سوی نور  

خسته نمی شه از سفر.... حتی باشه یه جای دور

یه وقت می بینم می پره.... به سمت قبله پریشون 

آخ چه قشنگ پرمی زنه.... این کبوتر تو آسمون

یه وقت می بینم سر زده.... دلو به دریا می زنه

می ره به سمت مدینه ....از همه کس دل می کنه

پر می کشه سوی بقیع....می گرده دنبال یه قبر

بهش می گم قبر کیه؟....جواب می ده خدا صبر

حدس می زنم که آخر ....سفر باید اینجا باشه

اما دوباره می پره .... نمی تونه یه جا باشه

با کوله باری از عطش .....پر می زنه تا کربلا

غلت می خوره اشک چشاش ... به روی گنبد طلا

از غریبی خسته شده ... از همه کس از همه جا

بساطشو جم می کنه ... می خواد بره امام رضا

ایوون طلا رو دوس داره ... پنجره فولادو می خواد

تا وقتی حاجت نگیره ... از اونجا بیرون نمیاد

یه لحظه که غافل می شم ... میره به سمت جمکران

از خدا می خواد که باشه .... مرید صاحب الزمان

اون کبوتر دل منه ... پر می زنه به سوی نور

خسته نمی شه از سفر ... حتی باشه یه جای دور

والسلام....

 

 

 


+ نوشته شده درجمعه ٦ اسفند ۱۳۸٩ساعت ٦:٤۸ ‎ب.ظتوسط حامد کاشانی و مقداد باجلان نظرات ()

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ nabzeazadi3 محفوظ می باشد.
طراحی شده توسط یاس تم